بعضی
از افراد ناآگاه به تاریخ و رویدادهای تاریخی... گاه و بیگاه می گویند که
بختیار، خمینی را خوب می شناخت و لذا برایش پشیزی قائل نبود. و به نقل قولی بسنده می کنند، که چهار سال
بعد، دکتر بختیار در مورد خمینی، آن هم وقتی می خواهد خود ر ا
بالا ببرد و سنجابی را بکوبد، در مصاحبه با ضیاءصدقی، می گوید: « نه
خودش جرأت این کار را داشت که بیاید و مشت بزند روی میز و بگوید خمینی غلط
می کند به ایران بیاید، چنانکه یک لری بنام بختیار اینکار را کرد.» مصاحبه با هاروارد، از نوار3 ، ص 16
ببینیم آیا ادعای بختیار در مصاحبه با ضیاءصدقی، در چهار سال پس از انقلاب، واقعا" حقیقت دارد؟
برای
تجربه گرفتن از تاریخ، به چند مصاحبه بختیار در مورد خمینی و روحانیت (در سال 57 و پیش از آن) و سه نامه وی به آقای خمینی کم و کیف مطلب را روشن خواهد کرد، توجه
کنید :
- سه نامه بختیار به خمینی
اولی نامه ایست به تاریخ هفتم شهریور 1356، در بخشی از آن نامه خطاب به آقای خمینی آمده است: « خواستم
استدعا نمايم كه به منظور وسعت بخشيدن به مبارزات وايجاد هماهنگي بيشتر
بين افراد ملت مسلمان در صورتي كه مقتضي بدانيد به هر نحو كه صلاح باشد ما
را در اين راه خیر، هدايت و حمايت فرمایند. » ( هفتم شهریور 1356 یعنی پیش از نخست وزیر شدن بختیار و پیش از بیانیه سه ماده ای سنجابی در پاریس)
دومی نامه ایست که توسط مهندس مرزبان به آقای خمینی رسانده است،...قسمتهای مهمی از آن که نشان می دهده، بختیار چگونه خمینی را می شناخته در زیر خواهد آمد : « پس
از عرض سلام و تقدیم احترام به حضور مقدس آن پیشوای بزرگ روحانی که به
الطاف الهی به فضیلت مجاهدت در راه حق آراسته است اجازه می خواهد به اختصار
چند نکته قابل توجه آن رهبر عالیقدر اسلامی را به استحضار خاطر شریف برساند... این کار البته در گرو توفیق الهی است. امیدوارم در این راه از برکت انفاس قدسیه آن حضرت و دعای خیر همۀ نیک خواهان این مرز و بوم برخوردار شوم...و الی آخر _والسلام علی من التبع الهدا_ اردتمند شاپور بختیار_ کیهان، یکشنبه 8 بهمن 57
سوم، نامه ای ایست که آقای بختیار ( نامه بختیار به آقای خمینی در رادیو خوانده شده و در اطلاعات و کیهان نیز منتشر گردید) برای آقای خمینی نوشته، که پس از کسب اجازه به پاریس و به دیدار آقای خمینی برود. ضیاءصدقی از وی (درباره ی این نامه) می پرسد: « آقای
دکتر فکر نمی کنید که همین رفتن شما پیش آقای خمینی بعنوان نخست وزیر
ایران خودش یک وزنه ای به آقای خمینی می داد و نشان می داد که آقای خمینی
یک نیروی قابل ملاحظه ای در صحنۀ سیاسی ایران است؟...ادامه اینجا
- مصاحبه ها
بختیار در مصاحبه مطبوعاتی خود در مورد آقای خمینی چنین گفت: « من
برای همۀ آیات عظام حضرت آیت الله خمینی و شریعتمداری احترام فوق العاده
قائلم و این از ایمان قلبی من نسبت به دین مترقی اسلام سرچشمه می گیرد و
گمان نمی کنم هیچکس بتواند در این ایمان اندکی تردید کند» اطلاعات سه شنبه 16 دیماه 57
« رئیس دولت ایران تأکید کرد که به امام خمینی احترام می گذارد و حضور معظم
له در یک دولت دموکراتیک آرزوی همگان است و همانگونه که در قانون اساسی
ایران پیش بینی شده هیچ قانونی که با شریعت (فقه) اسلامی مغایرت داشته باشد
ارزشی نخواهد داشت و معتبر نخواهد بود.» اطلاعات، چهارشنبه 20 دی ماه 1357
« من در صدد مذاکره و جلب حمایت آیات عظام و روحانیون عالیقدری که رهبری انقلاب ملت را عهده دار بودند، هستم.» یا «من کوشش می کنم خواسته های حقه آنها [روحانیون] را عمل کنم و اصول مترقی اسلام را با کمک آنها برقرار سازم. روحانیت مترقی ما که در نهضت مشروطیت پیشگام بود و امروز در صدر انقلاب جای دارد و من که آمده ام تا این انقلاب را با کمک ملت ایران به ثمر برسانم بدیهی است چشم امیدم به روحانیت خواهد بود.» اطلاعات سه شنبه 16 دیماه 57
« من در صدد مذاکره و جلب حمایت آیات عظام و روحانیون عالیقدری که رهبری انقلاب ملت را عهده دار بودند، هستم.» یا «من کوشش می کنم خواسته های حقه آنها [روحانیون] را عمل کنم و اصول مترقی اسلام را با کمک آنها برقرار سازم. روحانیت مترقی ما که در نهضت مشروطیت پیشگام بود و امروز در صدر انقلاب جای دارد و من که آمده ام تا این انقلاب را با کمک ملت ایران به ثمر برسانم بدیهی است چشم امیدم به روحانیت خواهد بود.» اطلاعات سه شنبه 16 دیماه 57
«... در
این ساعات که حضرت آیت الله العظمی امام خمینی پس از سالیان دراز وارد خاک
کشور می شود دولت ضمن تبریک و تهنیت به کلیه مسلمانان ایران لازم می داند
نکات زیر را به اطلاع عموم برساند: دولت کلیه
نظرات و راهنمائی های معظم له و آیات عظام را مغتنم خواهد شمرد و
همانطوریکه بارها یاد آور شدم تعالیم عالیه اسلام را همواره در مد نظر دارد... » اطلاعات پنجشنبه، 12 بهمن 1357
وقتی صدقی از بختیار می پرسد:
« آقای دکتر دستور بستن فرودگاه مهرآباد را چه کسی داد و دستور باز کردن آن را چه کسی؟
جواب می دهد:هر دو را خود من. مصاحبه با ضیاءصدقی
بختیار می گوید، لری بنام بختیار گفت خمینی غلط می کند به ایران بیاید.(37) یا « این ابلیس را قبلاً ندیده بودید» (38) و یا امثالهم، اینها همه حرفهای چند سال بعد از وقوع است و به لحاظ آن دوره تاریخی نمی تواند ارزشی داشته باشد. البته به عنوان نظر جدیدی که تازه به آن رسیده نظیر تمام کسان دیگر قابل قبول است.
مصاحبه
های بختیار و نامه هایش، فاش مي گويد كه بختیار در آن برهه، خمينی را رهبر
حركت بر ضد استبداد شاه می دانسته است، وگرنه نامه نوشتن، و او را اينگونه
مورد خطاب قرار دادن کاملا بي وجه بود. ديگر اينكه آقای بختیار از آقای خمینی تقاضای «هدایت راهنمائی و حمایت» می کند و به رهبری انقلاب و زعامت وی معترف است و رأی و نظر آقای خمینی را « راهگشای مشکلات امروز ما و ضامن ثبات و امنیت کشور » می داند.
بختیار هم در جریان رفتن به پاریس و تماس با شورای انقلاب و بازرگان و نیز مصاحبه با رادیو لندن می گوید: « وی حاضر به همکاری با طرفداران آیت الله خمینی است. وی
نه تنها وزرای طرفدار خمینی را در یک دولت ملی خواهد پذیرفت، بلکه نقش آیت
الله خمینی را در رابطه با حل و فصل مسائل اجتماعی و مذهبی نیز می پذیرد.» خاطرات ارتشبد عباس قره باغی، ص 303
متن فوق بخشی است از مقاله زیر: